![]() |
![]() |
|
| دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم .... |
|
دلتنگ
میروم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه تو تنهاتر از من می روی ارزو دارم ولی عاشق شوی ارزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را.....
بخدا راست راستی دیگه تعطیل بسه دیگه ...
برای شکستن من یه اخم کافیه نیازی به فریادت نیست. واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه نیازی به قهر نیست ... برای مردنم حرف رفتنت کافیه نیازی به انجامش نیست... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط داریوش (MSM) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای غم من ,مونس من
شــــــبــهــــا درازه سوزم از این غم چــه کنــــم کـه چاره سازه سردوخموشه دل من , نامهربونـه دل تو از اون موقه که هنوز نمیشناختمش خیلی از آهنگای قشنگشو بلد بودم بدون اینکه اسم خوانندشونو بدونم ای برای گریه کردن بهترین بهانه من ایکه درمونی نداره درد دور از تو نشستن از پس پرده اشکام جای خالی تو میبینم داره بی تو کنده میشه دلم از میون سینه وقتی همون آهنگارو با صدای اون می شنیدم ... تازه فهمیدم اونیه که همیشه دنبالش بودم کسی که حرف دلمو بزنه یا به قول معروف نیمه گمشده منه از اون به بعد باهاش زندگی کردم باهاش عاشق شدم باهاش گریه کردم از اون عاشقی رو یاد گرفتم از اون آدم بودنو یاد گرفتم آخرش هم از اون پیام گرفتم ... MSM |
| آرشیو موضوعی |
|
درد و دل داریوش آسیبهای اجتماعی سیاسی |
|
RSS
|