![]() |
![]() |
|
| دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم .... |
|
بعد از حدودا ۲ ماه سلام
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد؟ خون چکید از شاخ گل ابر بــهاران را چه شد؟ شهریاران بود و خاک مهربـانـــان این دیـــــار مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد ؟ بازم دست بیرحم دنیا یکی دیگه از دوستان عزیزم را گرفت نمی دونم چرا دنیا اینقدر بی رحمه ؟ دو تا برادر را توی دوسال کشت ... این چند مدت فکرای سمی و سردرگمی زیادی داشتم و اصلا افکارم دست خودم نبود... خیلی قشنگه حتما دانلود کنید
تا سلامی دباره بدرود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط داریوش (MSM) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای غم من ,مونس من
شــــــبــهــــا درازه سوزم از این غم چــه کنــــم کـه چاره سازه سردوخموشه دل من , نامهربونـه دل تو از اون موقه که هنوز نمیشناختمش خیلی از آهنگای قشنگشو بلد بودم بدون اینکه اسم خوانندشونو بدونم ای برای گریه کردن بهترین بهانه من ایکه درمونی نداره درد دور از تو نشستن از پس پرده اشکام جای خالی تو میبینم داره بی تو کنده میشه دلم از میون سینه وقتی همون آهنگارو با صدای اون می شنیدم ... تازه فهمیدم اونیه که همیشه دنبالش بودم کسی که حرف دلمو بزنه یا به قول معروف نیمه گمشده منه از اون به بعد باهاش زندگی کردم باهاش عاشق شدم باهاش گریه کردم از اون عاشقی رو یاد گرفتم از اون آدم بودنو یاد گرفتم آخرش هم از اون پیام گرفتم ... MSM |
| آرشیو موضوعی |
|
درد و دل داریوش آسیبهای اجتماعی سیاسی |
|
RSS
|