![]() |
![]() |
|
| دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم .... |
|
یک روز رسد غمی به اندازه کوه ...
یک روز رسد عشقی به اندازه دشت... ورسم دنیا این است : در سایه کوه باید از دشت گذشت ...
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمي چسبه دفتر نقاشي بايد خط خطي باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقي نداره يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناري خوش آواز ، يه لب خندون ،يه صورت شاد ، يه جاده با انتها ، يه دفتر نقاشي ، يه قلب پاک، يه ديوار استوار ، فقط يه جا معني داره ، جائي که چشماي اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت کبوتر عاشقي مثل من باشي ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لباي کوچيکت رو من خندون کنم ،نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکي قلبت رو با سلامت عشقم معني کنم ، و فقط از اينکه به من تکيه مي کني احساس مسئوليتم بيشتر ميشه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 3:8 قبل از ظهر توسط داریوش (MSM) |
|
شد خزان گلشن آشنائی
نامه بي جواب
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 4:28 قبل از ظهر توسط داریوش (MSM) |
|
|
سلام ای ماه خون سلام ماه حسین سلام بر ابوالفضل سلام بر کربلا
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین باز هم محرم آمد با آن همه شور و عشق ٬ باز هم بانگ عزای حسینی در کوچه ها و حسینیه ها بلندشد ٬ همه ما میون امامی هستیم که آزاد مردی را به ما آموخت ٬ کسی که از دنیا برای اهدافش گذشت ٬ تا زیر بار زور نرود ... بیایئد با هم عهد ببندیم که هیچگاه مانند مولایمان حسین ننگ را تحمل نکنیم و آزاد مرد باشیم ...
همیشه حسینی باشید علی یارتون باشه حق نگهدارتون |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط داریوش (MSM) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای غم من ,مونس من
شــــــبــهــــا درازه سوزم از این غم چــه کنــــم کـه چاره سازه سردوخموشه دل من , نامهربونـه دل تو از اون موقه که هنوز نمیشناختمش خیلی از آهنگای قشنگشو بلد بودم بدون اینکه اسم خوانندشونو بدونم ای برای گریه کردن بهترین بهانه من ایکه درمونی نداره درد دور از تو نشستن از پس پرده اشکام جای خالی تو میبینم داره بی تو کنده میشه دلم از میون سینه وقتی همون آهنگارو با صدای اون می شنیدم ... تازه فهمیدم اونیه که همیشه دنبالش بودم کسی که حرف دلمو بزنه یا به قول معروف نیمه گمشده منه از اون به بعد باهاش زندگی کردم باهاش عاشق شدم باهاش گریه کردم از اون عاشقی رو یاد گرفتم از اون آدم بودنو یاد گرفتم آخرش هم از اون پیام گرفتم ... MSM |
| آرشیو موضوعی |
|
درد و دل داریوش آسیبهای اجتماعی سیاسی |
|
RSS
|