![]() |
![]() |
|
| دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم .... |
|
نگفتمت تنها مرا شب در کمین نشسته سیمای آن آزاده را غم بر جبین نشسته نگفتمن ما من بیا تا سرزمین خورشید که رنگ غم بر قامت این سرزمین نشسته نگفتمت که ظلمت بر جاده ها نشسته صد پیچ کاروان کش تا شهر ما نشسته خیز و چیره شو بر خطر فکر چاره کن همسفر
دوستان عزیزم، |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط داریوش (MSM) |
|
|
کو در ميان ِ اين همه ديوار ِ خشک و سرد
ديوار ِ يک اميد و با وجود ِ اين
پُرشورتر درين راه پيکار ميکنيم □
هرگز نمينشيند او منکسر به جاي:
![]() شبانه شب تار آسمان را بگو از الماس ِ ستارهگاناش خنجري به من دهد. □ شب
از حماسهي ِ درياي ِ بهانهجو بيخواب مانده است. درياي ِ خالي جنگل ِ سالخورده بهسنگيني نفسي کشيد و جنبشي کرد
تالاب ِتاريک
به خوابي بيرويا □ جنگل با ناله و حماسه بيگانه است
حماسهي ِ دريا □ شب تار است زيباتر شبي براي ِ دوستداشتن. با چشمان ِ تو مرا به الماس ِ ستارهها نيازي نيست. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 8:16 بعد از ظهر توسط داریوش (MSM) |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
هدیه تهرانی
داریوش
بعد از حدودا ۵ ماه به همه شما عزیزان سلام عرض می کنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط داریوش (MSM) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای غم من ,مونس من
شــــــبــهــــا درازه سوزم از این غم چــه کنــــم کـه چاره سازه سردوخموشه دل من , نامهربونـه دل تو از اون موقه که هنوز نمیشناختمش خیلی از آهنگای قشنگشو بلد بودم بدون اینکه اسم خوانندشونو بدونم ای برای گریه کردن بهترین بهانه من ایکه درمونی نداره درد دور از تو نشستن از پس پرده اشکام جای خالی تو میبینم داره بی تو کنده میشه دلم از میون سینه وقتی همون آهنگارو با صدای اون می شنیدم ... تازه فهمیدم اونیه که همیشه دنبالش بودم کسی که حرف دلمو بزنه یا به قول معروف نیمه گمشده منه از اون به بعد باهاش زندگی کردم باهاش عاشق شدم باهاش گریه کردم از اون عاشقی رو یاد گرفتم از اون آدم بودنو یاد گرفتم آخرش هم از اون پیام گرفتم ... MSM |
| آرشیو موضوعی |
|
درد و دل داریوش آسیبهای اجتماعی سیاسی |
|
RSS
|