تبليغاتX
نیلوفرهای عاشق
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم ....

عشق چيست؟ !!!!


شاگردي از استادش پرسيد : (( عشق چيست؟))

استاد در جواب گفت : به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور

اما در هنگام عبور از گنم زار  به ياد داشته باش

 که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني!

شاگرد به گنم زار رفت وپس ازمدتي طولاني برگشت 

استاد پريسد: ((چه آوردي؟))

و شاگرد با حسرت جواب داد :

هيچ! هرچه جلو ميرفتم خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم

 وبه اميد پيدا کردن پر پشت ترين آنها   تا انتهاي گندم زار رفتم.

استاد گفت: ((عشق يعني همين!))

شاگرد پرسيد : ((پس ازدواج چيست؟))

استاد به سخن آمد  که به جنگل برو وبلندترين وزيباترين درخت را بياور.

اما بياد داشته باش که باز هم نمي تواني به عقب برگردي.

شاگرد رفت وپس از مدت کوتاهي با درختي برگشت.

استاد پرسيد: ((چه شد؟))

او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را که ديدم انتخاب کردم

 ترسيدم که اگر جلو بروم  باز هم دست خالي برگردم.

استاد گفت: ((ازدواج يعني همين!!))!!

 

 

از اتش پرسیدم عشق چیست؟         stormygirl

گفت از من سوزناکتر است

از گل پرسیدم عشق چیست؟

گفت از من زیباتر است

از شمع پرسیدم عشق چیست؟

گفت از من عاشق تر است

از خودش پرسیدم عشق چیست؟

گفت نگاهی بیش نیست

  نظر حتما بدین در این رابطه یادتون نره

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط داریوش (MSM) | 

 

 

 

پسرها
 
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
 
دخترها
 
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستي رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن
توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوي بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي‌ذار براي آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده
آرايششون رو توي آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن
مندازن توي خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توي خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستي رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره

 

عاشقی بد دردیه

می گی نه ببین

 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط داریوش (MSM) | 

سلام سال نو رو دوباره تبریک میگم از اینکه به ما سر میزنید ممنونم ولی چرا نظر نمیذارید در هر صورت چاکر همه شما عزیزان هستیم

بهار و گل طرب‌انگيز گشت و توبه شكن      
به شادي رخ گل بيخ غم ز دل بركن
رسيد باد صبا غنچه در هواداري
زخود برون شد و بر خود دريد پيراهن
طريق صدق بياموز از آب صافي دل
به راستي طلب آزادگي زسرو چمن
ز دستبرد صبا گرد گل كلاله نگر
شكنج گيسوي سنبل ببين به روي سمن
عروس غنچه رسيد از حرم به طالع سعد
بعينه دل و دين مي‌برد به وجه حسن
صفيربلبل شوريده و نفير هزار
براي وصل گل آمد برون ز بيت حزن
حديث صحبت خوبان و جام باده بگو
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط داریوش (MSM) | 
به نام نامي عشق
 
 
 
عشق یعنی اینکه بدونی منتظر تلفن شماست.
عشق یعنی یه نفر دیگه هم آرزوهات رو بدونی.
عشق یعنی بدانی که چه خواهد گفت.
عشق یعنی وقتی نیست به یاد خاطرات اون لبخند بزنی.
عشق یعنی به خاطر اون پا روی دلت بزاری.
عشق یعنی تفاهم در مشکلات.
عشق یعنی بدونی که نمیشه اما نتونی ترکش کنی.
عشق یعنی وقتی دیدیش تنت آنقدر گرم بشه که دکمه پیراهنت رو بازکنی یا آستینت را بالا بزنی.
عشق یعنی فرار از تیرس نگاه معشوقت حتی در تابلو ترین نقطه دنیا.
عشق یعنی وقتی سفر رفتی توی جیبت قلبشو با خودت ببری.
عشق یعنی چیزی رو شریکی خوردن.
عشق یعنی آرامش در کنار معشوق حتی در هنگام درد.
عشق یعنی فراموشی درد یک جراحت.
عشق یعنی فراموشی معشوق.................
 
عشق يعني مستي و ديوانگي
 
 
عشــــــــق آمد و عاقبت  مرا رسوا كرد  
                 با آن همه بيدلي ، مرا شـــيدا  كــــرد
چون عـــــــــــشق ندانست ره عـقل كجاست
                    رفتم به خرابه ها ، باز مرا پيدا كــرد
 

 
دوستت دارم
 
 
 
چه شبهايي زبي تابي
ز غم ها و ز بي ياري
نبودهيچ مفهومي
نگاهي
كلامي
از تويادگاري
جواني نوجواني
كجارفت نمي داني؟
وفا و مهرباني
چه شد هيچ نمي داني؟
به ياد آرم زماني را
كه گريه بود كارم
زتنها ماندن و ماتم
نبودهيچ دلدار در اين عالم كه بنشيند به پهلويم
به هفت عالم دعا كردم به خالق التماس كردم
جواني را طلب كردم
دعا كردم دعا كردم دعا كردم
كه اين بارم تو باشي ياور و يارم
در اين كلبه دراين افسون توباشي نغمه و سازم
به هيچ حرفم نرو
اين بار زپيش من
همين است آخرين حرفم بــاز
 


 
عشق در لحظه پديد مي آيد، دوست داشتن در امتداد زمان .
عشق معيارها را در هم مي ريزد ، دوست داشتن بر پايه معيارها بنا ميشود
عشق ويران كردن خويش است و دوست داشتن ساختني عظيم .عشق ناگهان و ناخواسته شعله مي کشد، دوست داشتن از شناختن
سرچشمه مي گيرد
عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه اي از
قوانين طبيعي است
عشق فوران مي کند چون آتشفشان و شره مي کند چون آبشاري عظيم
دوست داشتن جاري مي شود چون رودخانه بر بستري با شيب نرم .
عشق ، دق الباب نمي کند ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ،
درويش نيست،حسابگر نيست ، سر به زير نيست ، مطيع نيست ،
ديوار را باور نمي کند/کوه را باور نمي کند ، گرداب را باور نمي کند ، زخم دهان باز کرده را باور نمي کند ،
مرگ را باور نمي کند؛ و در آخر سربازي نرفته نيست؛ دشمن هم نيست .

*عشق لطفي است بي معنا
 
*عشق موجي است بي دريا*عشق افسانه اي است گنگ
 
*عشق سوختن وخاكستر شدن است

پرنده را دوست دارم نه در قفس

عشق را دوست دارم نه براي هوس

تو را دوست دارم تا آخرين نفس!!!
دوست داشتن برتر از عشق است...
 
           
           نوروزتان مبارک
 
 
 
 
 
 
      چند تا کارت تبریک نوروز برای شما عزیزان
                سال خوبی داشته باشید
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط داریوش (MSM) | 
تسلیم نشو 
 
هرگز تسلیم نشو،هر روز معجزه تازه ای اتفاق می افتد
هیچ فرصتی را برای ابراز محبت از دست نده
گوش کردن یاد بگیر.فرصت ها گاه با صدای آهسته در می زنند
برای همه کسانی که از دست رنج خود ارتزاق می کنند- هر قدر هم کارشان پیش پا افتاده باشد-احترام قائل باش
مردم دار باش- هرگز کسی را عمدا از خود نرنجان
نگو وقت نداری.تودقیقا همان تعداد ساعت در  روز را در اختیار داری
هرگز امید را از کسی سلب نکن، شاید این تنها چیزی باشدکه دارد
وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن،از آنها درس بگیرو بگذر
 
 
 
برای دوست داشتن ۱۰ زبان خواهم آموخت 
 
 ..... تو را بسیار دوست دارم
و می دانم که شیوهء عشق من، کهنه شده است
...... شریانهای قلبم ، کهنه شده است
...... و آبی چشمانم، کهنه شده است
آمدن نامه بر ِ من به پیش تو
و بردن گلهای زیبا به خانه ات
....... همه آیینهایی کهنه شده است
* * *
....... تو را بسیار دوست دارم
و می دانم که پیوند من و زنان
از هزاران سال پیش مقدور بوده است
و مهمترین ایستگاههای عمر من
..... به تارهای داماسکو..... و حافظهء پنبه
و « موسلین » حاشیه دوزی شده است
پس بی اعتنا .... در پیش چشم من جامه از تن بیرون مکن
که من هر بامداد آنگونه با سرشیر سینه ات روبرو می شوم
که گویی با لشکری از یاسمن روبرو شده ام
* * *
پنجاه سال است که من
....... سر آن دارم که قلمرو پادشاهی زنان را بنیاد نهم
...... تا در آن پرچانگی کنند
...... و در آن به رقص برخیزند
...... و در آن عاشق شوند
. و به آب اشتیاق پای بشویند
* * *
اینک من در بستر خود افتاده ام
...... نه پرستاری که درمانم کند
...... نه زیبایی دمشقی که بوسه بر من بزند
..... نه بانویی عراقی که ناز و نوازشم کند
...... نه یاری .... نه همدمی ..... نه یاوری
* * *
...... تو را بسیار دوست دارم
...... و می دانم آن گذر نامه که امضای تو را دارد
درهای آسمان را به رویم باز خواهد کرد
...... و به پردیس مومنانم در خواهد اورد
...... تو را بسیار دوست دارم
و رویای من این است که مرا
...... در پیراهنی نو مبهوت کنی
...... و با عطری تازه ..... دیدگاهی تازه
و رویای من این است
که بارانی از شط بلند پرسشها..... بر من بباری
و چون خوشهء گندم از پارچهء ناز بالش بشکفی
........ تو را بسیار دوست دارم
...... و می دانم که تو نمی دانی
و مسئله این است
* * *
...... ای گل دریا و روشنا وآفتاب و تندرستی
من از این به تنگ می آیم
....... که نواری قدیمی از اشعار پیشینم بگذاری
حال آنکه ای گرانقدر ، من در پیش تو هستم
....... که از این نوار تکراری ..... خسته ام من بسیار
چرا نام همهء گلها برای تو اهمیت دارد ؟
........ حال آنکه بانوی من تویی بنفش پایدار
...... فردا خواهی دانست
...... فردا خواهی دانست
-- که پس از خواندن شعرم بود --
که مردان به تو دل باختند
و در بازی عشق من تنها و یگانه نبودم
....... بلکه حزبی بزرگ از عاشقان بودم
....... تورا بسیار دوست می دارم
و برای دوست داشتنت
....... مرا به دهها زبان نیاز است
 
 
دوست معمولي ، دوست واقعي
 
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و
 تا دير وقت براي تميز کردن ميماند
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکند و
منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از
 يک مرافعه تمام مي شود
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند
با تو مي ماند
 
دوستان خود را بهتر بشناسید
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط داریوش (MSM) | 

الاهی آن ده که آن به

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط داریوش (MSM) | 

اشك من بغير شكايت چـــه ميكــــــني                گل شكوه اي از ابر بهاران نداشته است

با عرض سلام و تبريك سال نو به تمامي شما عزيزان اميدوارم سالي خوب و خوش را آغاز كرده باشيد

پیام داریوش

"با سلام و تشکر از سازمان !SHARE،

از دیدگاه من مواد مخدر یکی از ویران کننده ترین و خطرناک ترین اسلحه ها و بزرگترین مشکل جامعهء بشری است، که هیج مرز و بومی نمی شناسد و به اعتقاد من اعتیاد مادر آسیب های اجتماعی می باشد. چرا که زمینهء آمادگی به درگیر شدن و تخریب دیگر آسیب ها، مثل افسردگی، طلاق، دختران فراری، فقر، فحشا، خودکشی، کودکان خیابانی و مشکل پناهندگی را تشدید می کند و هیج انسانی در این کرهء خاکی از هیولای اعتیاد و یا اثرات آن مصون نمی باشد.

با اینکه می دانید مسئلهء مواد مخدر در دنیا تابع ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی است، و تحلیل گران درآمد حاصله از آن را با نفت و اسلحه در یک ردیف می دانند. ما نه فقط از بیان و گفتن واقعیات جامعه می ترسیم، از شنیدن آن نیز وحشت می کنیم.

اعتیاد، ایدز و دیگر آسیب ها واقعیت جامعهء ماست، که می تواند حقیقت نداشته باشد، ولی فاجعه زمانی اتفاق می افتد که ما آنرا انکار کنیم.
بیاییم قبل از رشد بیشتر این فجایع با انقلابی که نیاز به اعتقاد و همدلی تمام افراد جامعه دارد، با همکاری و دعوت از تمام سازمان های فعال دور دنیا، بدور از مسائل سیاسی و مذهبی، با سم زدائی نه فقط مواد مخدر، بلکه سم زدائی فکری، تعصب، انکار، توهم و وحشت، در کنار هم به مبارزه با این هیولای اجتماعی که انسانها را اسیر خود می کند و آزادی شان را می گیرد، مبارزه کنیم.

من مدت 27 سال است که از سرزمین زیبا و ثروتمند خود، چه از نظر مادی و چه معنوی، به اینجا کوچ کرده ام. متأسفانه بی توجهی، ناآگاهی و پنهانکاری مسئولین، و از طرفی بخاطر ساختار سیاسی مملکتم، آمار رشد اعتیاد در این 27 سال از 3% به 63% رسیده، و طبق آخرین آمار بیش از 32 میلیون نفر از 70 میلیون جمعیت کشورم درگیر بیماری اعتیاد هستند، که رشد آن 3 برابر رشد جمعیت است. به نظر من، اگر سازمان های بین المللی و حقوق بشر توجه و اقدامی قاطعانه در این مورد نکنند، این بیماری همچنان به پیشرفت خود در جهت نابودی جامعه ادامه خواهد داد و گریبان نسل های آینده را نیز خواهد گرفت.

یکی دیگر از آسیب هایی که کشورهای دنیا را تهدید میکند که ما هم به نوعی درد و رنج آن را لمس کرده ایم، هجوم پناهندگانی است که خواسته یا ناخواسته کشورشان را ترک کرده اند. از سرزمین من سالی بیش از 190 هزار نفر به کشورهای مختلف پناهنده می شوند و نقض کنوانسیون ژنو 1951 از طرف دولت ها باعث گردیده که فرزندان پناهندگان در معرض آسیب هایی مثل افسردگی، فرار از خانه و اعتیاد قرار گیرند.

چون اعتیاد یک بیماری تکرار، انکار و پنهانکاری است، و آنهایی که از این بیماری درد و رنج می کشند، و زندگی می کنند تا بسوزند و می سوزند تا زندگی کنند، ما می بایست با آگاهی دادن و با پیام امید و پیشگیری برای فرزندان آینده، پلی باشیم که کارسازترین و با صرفه ترین راه مبارزه است.
با استفاده از نقش رسانه های همگانی، نه بصورت مقطعی و موقت بلکه بطور مرتب و تکرار پیام رسانی، چهرهء واقعی این بیماری را برای مردم آشکار کنیم.

ماهیت حرفهء اصلی من در برگیرندهء سفرهای متعدد به دور دنیاست. از این رو تصمیم گرفتم این موقعیت برای اشاعهء پیام امید، آگاهی و راهکارهای پیشگیری را با برگزاری سمینارها، و با دعوت از متخصصین در همهء زمینه ها فراهم کنم. در این راستا، مدت 3 سال است که از طریق برنامه های آموزشی که از رادیو و تلویزیون های سراسری پخش می گردد، با استفاده از سه اصول آگاهی رسانی، مبارزه و پیشگیری، به مبارزه با آسیب هایی که بخصوص جوانان و نسل آینده را گریبانگیر است، بعد گسترده تری بدهم.

حاصل تجربهء سفرهای حرفه ای من رسیدن به این اصل دردناک است که نه تنها هموطنانم در داخل، بلکه اکثر آنان که درد و رنج پناهندگی را در سراسر دنیا منجمله در کشورهایی که خود مدعی حقوق بشرند، می کشند، از آسیب های اجتماعی مصون نیستند، و این نیاز مبرم به توجه سازمان حقوق بشر را تشدید می کند.

در اینجا مایلم طرحی را پیشنهاد کنم که بر اساس آن سازمانی بین المللی برای مبارزه ای علمی و سازنده با بیماری اعتیاد در سطحی جهانی تأسیس گردد، و هنرمندانی که خود را در مقابل جامعه و بشریت مسئول می دانند، با بهره گیری از رابطهء عاطفی و عشق بین هنر و هنرمند و مردم، در راه آگاهی، مبارزه و پیشگیری از این درد و رنج خانمان سوز جهانی همصدا شوند، و در کنار هم با همدلی در این هدف مقدس همگام باشند.

با سپاس و تشکر مجدد."

بیائید دوستان از همین امروز شروع کنیم

منبع تحقیق
http://www.dariusheghbali.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط داریوش (MSM) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ای غم من ,مونس من
شــــــبــهــــا درازه
سوزم از این غم
چــه کنــــم
کـه چاره سازه
سردوخموشه دل
من , نامهربونـه دل تو

از اون موقه که هنوز نمیشناختمش
خیلی از آهنگای قشنگشو بلد بودم
بدون اینکه اسم خوانندشونو بدونم

ای برای گریه کردن
بهترین بهانه من
ایکه درمونی نداره
درد دور از تو نشستن
از پس پرده اشکام
جای خالی تو میبینم
داره بی تو کنده میشه
دلم از میون سینه

وقتی همون آهنگارو با صدای
اون می شنیدم ...
تازه فهمیدم اونیه که همیشه
دنبالش بودم
کسی که حرف دلمو بزنه
یا به قول معروف نیمه گمشده منه
از اون به بعد باهاش زندگی کردم
باهاش عاشق شدم
باهاش گریه کردم
از اون عاشقی رو یاد گرفتم
از اون آدم بودنو یاد گرفتم
آخرش هم از اون
پیام گرفتم ...

MSM

پیوندهای روزانه
دو ترانه از عماد رام با صدای جاویدان داریوش
بگیر از من تنهاییمو
دعای قدم 7 و ترانه پیمان شکسته
پوستر و دکلمه زیبای آوار
پوستر های زیبا با کیفیت بالا از داریوش
کتاب ترانه های داریوش
بوی گندم با دکلمه شهریار قنبری
ترانه اشک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/05/01 - 88/05/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
86/12/01 - 86/12/29
86/10/01 - 86/10/30
86/05/01 - 86/05/31
86/03/01 - 86/03/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
84/09/01 - 84/09/30
84/08/01 - 84/08/30
آرشیو موضوعی
درد و دل
داریوش
آسیبهای اجتماعی
سیاسی
پیوندها
نیلوفرهای عاشق
آلبومهای داریوش
چکاوک
سایت داریوش اقبالی
وبلاگ داریوش کبیر
وبلاگ داریوش اقبالی
داریوش ماندگار
وبلاگ علائدین
داریوش 2000
داریوش مردی با خلق و خوی علی (ع)
آهنگهای می دی برای وبلاگ
اخراجی ها
آخرين اطلاعيه ها و اخبار انجمنهای ماهواره ایرانی
شازده کوچولو
همه چيز براي ماهواره
کلیه وبلاگهائی که در بلاگفا هستند
با استفاده از این لینک سایت یا وبلاگ خود را در موتورهای جستجوگر گوگل قرار دهید
خانه نیلوفری
سایتی برای آپلود موزیک ، عکس ، ویدیو
سیب سرخ
سارا شعر(برنامه های گلهای جاویدان)
دانلود آهنگهای قدیمی و جدید(بزرگترین آرشیو)
آرش جون
دورترین راه واسه من کمترین فاصله از تو
تلقین درمانی (ساناز)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

داریوش آریا
 

#FFFFFF

rapidvar